ورود به سایت   عضویت
ورود به سایت
» » » » وجوب شناخت امام زمان (علیه السلام) 2

وجوب شناخت امام زمان (علیه السلام) 2

بسمه و بذکر ولیه مولانا صاحب الزمان (علیه السلام)

 

وجوب شناخت امام زمان علیه السلام

در مقاله قبلی دلایل عقلی وجوب شناخت امام زمان (علیه السلام) را مطرح کرده بودیم؛ در این مقاله به بیان دلایل نقلی می پردازیم.
 
2. دلیل نقلی

روایات بسیارى كه در حدّ تواتر است در این باره وارد شده كه ما به خاطررعایت اختصار به ذكر قسمتى از آن‏ها كه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب كلینى در كتاب كافى آورده است، اكتفا مى‏كنیم:

1 ـ خبر صحیح از معاویة بن عمّار است كه: حضرت صادق علیه ‏السلام درباره آیه مباركه وَللّه‏ِِ الأَسْمآءُ الحُسْنى فَادْعُوهُ بِها [1] و براى خداوند نیكوترین نام‏ها است،پس او را با آن‏ها بخوانید.فرمود: به خدا قسم، ما آن اسماء حسنى (نیكوترین نام ‏ها) هستیم كه خداوند هیچ عملى را از بندگان نمى ‏پذیرد، مگر با شناختو معرفت ما. [2]

مى‏گویم: شاید تعبیر از امامان به «اسماء» به خاطر این باشد كه آنان دلیلو راهنماى مردم به سوى خداوند هستند و نشانه‏هاى قدرت و جبروت الهى مى ‏باشند، همانطور كه اسم نشانه ‏اى است براى صاحب آن كه بر او دلالت مى ‏كند؛ خدا داناست.

2 ـ خبر صحیح از عبد صالح حضرت موسى بن جعفر علیهم االسلام آمده است كه فرمود: حجّت خداوند بر خلقش تمام نمى‏گردد مگر به وسیله امامى كه شناخته شود. [3]

مى‏گویم: اشاره حضرت به وجوب برپا كردن دلیل و حجّت بر خداوندمتعال است، و شناخت خداوند ممكن نیست مگر به وجود امام علیه ‏السلام، پس شناخت امام بر مردم واجب است و تعیین او بر خداوند لازم.

3 ـ خبر صحیح خطبه ‏اى از حضرت ابوعبد اللّه‏ صادق علیه ‏السلامروایت شده است كه در آن، حال و صفات ائمه علیهم ‏السلام را یاد مى‏كند. در آن خطبه چنین آمده است: به راستى كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ به وسیله امامان بر حقّ از خاندان پیغمبراكرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله از دین خویش پرده ‏بردارى كرده و به وجود آنان راه و روش خود راآشكار ساخته، و از درون چشمه دانش خویش به وسیله ایشان عطا فرموده است. از امّت محمّد صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله هر كه مقام ولایت امامش را درك كند، مزه شیرینایمان را خواهد چشید، و برترى و زیبایى‏هاى اسلام را خواهد دانست؛ لِأَنَّاللّه‏َ تَبارَكَ وتَعالى نَصَبَ الإِمامَ عَلَما لِخَلْقِهِ وَجَعَلَهُ حُجَّةً عَلى أَهْلِ مَوادِّهِ وَعالَمِهِزیرا خداوند تبارك و تعالى امام را نشان ه‏اى براى ره‏یابى خلق خود قرار داده؛ او را براهل طبیعت و جهان خویش حجّت ساخته و تاج وقار بر سر او نهاده است.چنان‏كه نورجبروت او را فرا گرفته، با ارتباطى غیبى تا آسمان پیوسته، و فیوضات الهى ازاو قطع نگشته است، و آنچه پیش اوست جز به وسائل كامله او درك نشود.
خداوند جز به معرفت امام اعمال بندگان را نمى‏پذیرد. هر چه از امور مشتبه و مشكل و سنن پیچیده و نامعلوم و فتنه‏ هاى غلط‏ انداز بر امام عرضه شود،كاملاً بر آن‏ها آگاه و داناست. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ براى همیشه امامان را ازفرزندان حسین علیه‏ السلام به خاطر هدایت خلق اختیار مى‏كند و از نسل هر امام بهمنظور به عهده گرفتن منصب راهبرى و امامت، یكى را برمى‏گزیند. آنان راپاك و معصوم ساخته و براى خلق خویش تعیین نموده و مورد پسند و رضاى خویش قرار داده است. هرگاه یكى از امامان علیهم ‏السلام وفات یابد، امام دیگرى ازنسل وى بر جاى بگمارد، تا راهنمایى نشانگر راه راستِ آشكار، و نوربخش و هدایتگرى درخشان، و حجّتى آگاه بوده باشد. این امامان از طرف خداوندبه پیشوایى مردم نصب شده ‏اند (آنان مردم را) به حقّ هدایت نموده، بدین‏سانعدالت را اجرا كنند. حجّت‏ هاى الهى، راعیان و داعیان مردم به سوى اویند، كه با راهنمایى ‏هاى آنان، بندگان خدا دیندارى كنند، و سرزمین‏ ها به نورشان آبادگردد و از بركت آنان ثروت‏ها و ذخائر كهن فزونى گیرد. پروردگار، آنان رامایه حیات و زندگى مردم ساخته و به وسیله ایشان تاریكى‏ها را روشن نموده، و آنان را كلیدهاى سخن و ستون‏ هاى اسلام قرار داده است و بدین ترتيب تقدير حتمى الهى در مورد ايشان جارى شده است.

پس امام همان شخصى است كه خداوند او را پسندیده و برگزیده و رهبرى مردم را به او تفویض نموده و محرم اسرار غیبى و امید بندگان خویش قرار داده است، كه به فرمان او قیام نماید. بارى پروردگار او را بدین امور برگزيده و در عالم ذرّ او را زير نظر خود ساخته و پرداخته، و براى همین
امور پرورش داده است. پیش از آفرینش موجودات، نور امام را همچون سایه ‏اى در سمت راست عرش آفرید، و در علم غیب خویش حكمتش را بهاو عنایت فرمود. او را به علم خود برگزید و به خاطر پاكى ‏اش انتخاب كرد.

امام یادگارى از آدم، بهترین فرزند از نوح، برگزیده خاندان ابراهیم، سلاله اسماعیل و زبده از عترت محمد صلى ‏الله‏ علیه و‏آله است، كه همیشه در رعایت و عنایت مخصوص خداست؛ او را حفظ مى كند و به حمایت خود نگه مى ‏دارد؛دام‏ هاى شیطان و لشكریانش را از او دور مى‏ سازد، و حوادث شب هنگامو افسون جادوگران فاسق را از او دفع می ‏نماید؛ بدى‏ها را از او برگردانده تا ازبلاها دور و از آفت ‏ها محفوظ بماند، از لغزش ‏ها معصوم و از هرگونه زشت‏كارى و هرزگى مصون باشد.
امام در آغاز كارش به خویشتن دارى و نیكوكارى مشهور است و درانتهاى امر به عفاف و علم و فضل موصوف. امر امامت پدرش به او مى‏ رسد

ولى در زمان حیات پدر دم نمى ‏زند. هنگامى كه دوران امامت و حیات پدرش سپرى گشت و مقدّرات الهى در حقّش تحقّق یافت و اراده خداوند او را به سرمنزل محبّت خود برد، یعنى عمر پدر پایان یافت، امر خداوند پس از او به وى مى‏ رسد، و خداوند دین خود را به او مى‏ سپرد، وى را بر بندگان حجّت؛ درجهان قیّم و سرپرست؛ به روح خود تأیید؛ از علم خود برخوردار و به حقّ‏گویى آگاهش مى ‏نماید؛ راز خود را به وى مى‏ سپرد و براى امر بزرگش بپامى ‏دارد و از فضیلت علمش او را مطّلع مى‏سازد؛ رهبر خلق و حجّت مطلق اهل عالمش مى ‏گرداند و روشنایى اهل دین و ولىّ بندگانش قرار مى‏ دهد
و براى امامت خلق، او را مى ‏پسندد و سرّ خویش بدو مى‏ سپرد، وى را حافظ علم خود مى ‏نماید و حكمتش را در او نهاده، زمامدارى اهل دینش را از اومى‏ خواهد، و براى امر بزرگش او را مخصوص مى ‏گرداند و روش ‏هاى دینو فرائض و حدود خود را به وجود او احیا مى ‏نماید. امام هم با نور درخشنده و درمان ‏هاى سودمند، هنگام حیرت ‏هاى نادانان كه به دام اهل جدل گرفتار آمده ‏اند، به عدل اقدام و قیام كرده، با بیان روشن و راهنمایى‏هاى واضح از هرسوى مردم را ارشاد مى‏فرماید، و در همان خطّ مشى كه پدران راستگوى درستكارش رفته ‏اند مى ‏رود. پس هر كه حقّ چنین عالمى را نادیده بگیرد،بدبخت و شقاوتمند و هر كه او را انكار نماید گمراه است، و كسى علیه او كارشكنى  نكند مگر این‏كه بر خداوند ـ جلّ و علا ـ جرأت و جسارت كرده باشد. [4]

یكى از شرح كنندگان گوید: عالَم ـ یعنى مخلوق ـ در عبارت: وَجَعَلَهُ حُجَّةًعَلى مَوادِّهِ وَعالَمِهِ...عطف است بر اهل یا بر موادّ، و شاید منظور از این كلمه عقل‏ ها باشد، زیرا كه موادّ معرفت همان عقل است و این دو اضافه، یعنى موادّو عالم به ضمیر خداوند، به تقدیر لام ملكیت و اختصاص است، یعنىخداوند امام را حجّت قرار داد بر اهل عقول و غیر اهل عقول، زيرا كه امام علیه ‏السلام بر همه مخلوقات حجّت است و هر چیزى باید كه در تسبیح و تقدیس و عبادت و نحوه خضوعش به امام مراجعه كند.

احتمال دیگرى نیز هست كه منظور از موادّ عالم، زمانیات و جسمانی ات باشد و منظور از عالَم، عالَمِ مجرّدات و روحانیات. امّا احتمال این‏كه مراد از اهل موادّ، اهل محبّت باشد بعید است. چنان‏كه عطف را تفسیر و بیان مطلب قبل پنداریم.

مى‏گویم: قول صحیح آن است كه مجرّدى غیر از خداوند متعال نیست،و سخن فوق در این باره ـ كه مجرّدى غیر خداوند فرض شود ـ دلیل محكمىندارد، بلكه دلیل برخلاف آن هست كه در جاى خود ثابت شده است و اینجاجاى گستردن بحث نیست. و امّا عطف را تفسیر و بیان مطلب قبل دانستن بعید نیست، هرچند كه قاعده این است كه با عطف، معنى دیگرى ذكر شود.

4 ـ به سندى همچون صحیح از حضرت باقر یا حضرت صادق علیهم االسلام روایت است كه فرمود: بنده خدا مؤمن نخواهد بود مگر این‏كه خدا و رسول و همه امامان علیهم‏ السلام را بشناسد و نیز امام زمانش را بشناسد و در تمام امور خودبه او مراجعه كند و تسلیم امر وى باشد. سپس فرمود: چگونه مى‏شود كه آخرین امام را بشناسد در صورتى كه اوّلین امام را نشناخته باشد. [5]

5 ـ به سند صحیح از زراره روایت است كه گفت: به حضرت امام باقر علیه‏السلامگفتم: مرا از شناخت امام از شما خاندان آگاه ساز، آیا شناخت او بر همه مردمواجب است؟ فرمود: خداوند ـ عزّوجلّ ـ حضرت محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را بر همه مردمجهان به عنوان رسول و حجّت الهى بر همه خلایق در زمین برانگیخت. پسهر آن‏كه به خداوند و حضرت محمّد صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏آله رسول خدا ایمان آورد و از اوپیروى نمود و رسالتش را تصدیق كرد، بر او واجب است كه امام از ما رابازشناسد و هر آن‏كه به خدا و رسول او ایمان نی اورده، از وى تبعیّت نكرده، او را تصدیق ننموده و حقّ خدا و رسول او را نشناخته، چگونه شناخت امام بر اوواجب باشد در حالى كه هنوز ایمان به خدا و رسول او نیاورده و حقّ آن‏ها رانشناخته است؟ [6]

مى‏گویم: منظور این است كه وجوب معرفت و شناخت خدا و رسول ازنظر رتبه مقدّم است بر وجوب شناخت امام، نه این‏كه نفى وجوب امام شده باشد از كسى كه خدا و رسول را نمى ‏شناسد. به عبارت دیگر بر هر كس درمرحله اوّل لازم و واجب است خدا و رسول او را بشناسد و در مرحله دومنسبت به امام و پیشوایى كه خداوند براى او تعیین فرموده شناخت و معرفت پیدا كند.

6 ـ در خبر صحیح از محمد بن مسلم روایت است كه گفت: شنيدم حضرت باقر علیه‏ السلام مى‏ فرمود: هر كه دیندارى خدا كند در حالى كه خود را در آنبه رنج اندازد ولى امام منصوب از طرف خدا براى او نباشد، تلاش او پذیرفته نیست و گمراه و سرگردان است، و خداوند كردار او را بد مى ‏شمارد. او به مانند گوسفندى است كه از چوپان و گله خود گم شده و شب و روز مى‏ جهدو مى‏ دود، مى ‏رود، مى ‏آید و شب گله غریبى ببیند و بدان دل نهد و فریب آن بخورد و با آن در آغلش شب را بگذراند، هنگامى كه چوپان، گله خود رابراند، آن چوپان و گله را نشناسد و سرگردان بجهد و چوپان و گله خود رابطلبد، و گله‏اى با چوپانش ببیند و بدان دل نهد و فریفته گردد، و چوپان بر آن بانگ زند كه: به چوپان و گله خودت پیوند، زیرا تو گم‏گشته و سرگردانى و ازچوپان و گله‏ات بركنارى، و آن گوسفند گم‏شده، هراسان و سرگردان و تنهابجهد و چوپانى ندارد كه او را به چراگاه خودش رهبرى كند یا برگرداند. درهمین اثنا كه حیران است، بناگاه گرگ از گم شدنش فرصت‏ جویى كند و او رابخورد. وَاللّه‏ِ یا مُحَمَّدُ مَنْ أَصْبَحَ مِنْ هذِهِ الأُمَّةِ لا إِمامَ لَهُ مِنَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ طاهِرٍ[ظاهِرٍ ]عادِلٍ أَصْبَحَ ضالاًّ تائِها...به خدا قسم اى محمد! حال كسى كه در این امّت به دامان امامى كه طاهر [یا ظاهر] منصوب از طرف خداوند بوده باشد دست نزند، گمشده و سرگردان است و اگر بر این حال بمیرد در كفر یا نفاق مرده است.اى محمد!بدان كه رهبران ستم و پیروانشان از دین خدا بركنارند، راستى كه گمراهند و گمراه كننده و همه كارهایشان مانند خاكسترى است در برابر گردباد روز طوفانى،به هیچ وجه بر آنچه كسب كرده‏ اند دسترسى ندارند. این است همان گمراهى دور. [7]

مى‏گویم: این‏كه مى‏ فرماید: مَنْ أَصْبَحَ مِنْ هذِهِ الأُمَّةِ لا إِمامَ لَهُ مِنَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّطاهِرٍ [ظاهِرٍ ]عادِلٍ...اگر در متن حدیث طاهر باشد، منظور عصمت اماماست، یعنى هر كه دست به دامن امام معصومى نزند... و اگر ظاهر باشد، یعنى وجود امامى كه آشكار است براى مردم با دلایل واضح و نشانه ‏هاى روشن،هر چند كه امام از نظرهاى كوتاه‏ بین غایب باشد. [8]
7 ـ به سندى كه مانند صحیح یا بنا به بعضى وجوه، صحيح است ازحضرت باقر علیه‏السلام روایت است كه فرمود: البته كسى خداى را مى ‏شناسدو عبادت مى‏ كند كه خداوند را و امام خود را كه از خاندان ما است بشناسد،و هر آن‏كه خداى ـ عزّوجلّ ـ را شناخته و امام از خاندان ما را نشناخته باشد، غیرخدا را شناخته و عبادت كرده است. به خدا سوگند گمراهى همین است.

8 ـ در خبر صحيح از حضرت باقر علیه‏ السلام آمده است كه فرمود: قلّه و بلندى امر و كلید آن و راه اشیا و رضایت پروردگار اطاعت از امام است، بعد ازمعرفت و شناخت او كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ مى‏فرماید: مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْأَطاعَ اللّه‏َ وَمَنْ تَوَلّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَیْهِمْ حَفِیظا... [9] هر آن‏كه از فرستاده حقّ پیروىمى‏كند به راستى كه خداى را اطاعت كرده است و هر كه سرباز زند پس تو مسؤول اونیستى.و اگر شخصى شب ‏ها به عبادت برخیزد و روزهایش را روزه بداردو تمام مالش را صدقه دهد و همه سال‏هاى عمرش حجّ خانه كعبه را انجام دهد، امّا ولایت ولىّ خدا را نشناسد تا از او پیروى كند و تمام اعمالش با
راهنمايى او انجام پذیرد، حقّ ثواب نزد خداوند براى او نیست و او از اهل ایمان نمى‏ باشد. [10]

9 ـ در خبر صحیح از عیسى بن السرى ابوالیسع روایت شده است كه گفت: به حضرت ابوعبد اللّه‏ الصادق علیه‏السلام گفتم: پایه ‏هاى اسلام را كه هیچ كس نمى‏ تواند در شناختن آن‏ها تقصیر كند كه اگر در آن‏ها اخلال نماید دينش فاسد خواهد بود و اعمالش در درگاه الهى پذيرفته نيست و هر كه آن‏ها رابشناسد و به آن‏ها عمل كند دینش مورد پسند پروردگار بوده و به خاطرندانستن امور دیگر در فشار واقع نخواهد شد براى من بیان فرمایید؟

فرمود: شهادت لا إله إلاّ اللّه‏ و ايمان به این‏كه محمّد صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله فرستاده و رسول خدا است و اقرار به آنچه آن حضرت از جانب خدا آورده، و حقّ زكات كه دراموال هست و ولايتى كه خداوند امر فرمود ـ ولايت آل محمّد علیهم‏ السلام ـ مى‏ باشد.

راوى پرسید: «هَلْ فِی الوِلایَةِ شَیْءٌ دُونَ شَیْءٍ فَضْلٌ یُعْرَفُ لِمَنْ أَخَذَ بِهِ؟»؛ آیادر ولایت چیزى كم‏تر از چیز دیگر هست (مرتبه‏هاى مختلف هست) كه اقلّ مراتب آن فهمیده شود؟ فرمود: آرى، خداوند متعال مى ‏فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواأَطِیعُوا اللّه‏َ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْكُمْ [11] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید!خدا و رسول و اولیاى امر خودتان را اطاعت كنید.و پیامبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله فرموده: مَنْماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَةً جاهِلِیَّةًهر كس در حالى بمیرد كه امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.
و این امام، پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله و على علیه‏ السلام بودند، ولى دیگران گفتند معاویه است.سپس حسن علیه‏ السلام بود و بعد از او حسين علیه ‏السلام و دیگران گفتند یزید بن معاویه!!نه! نه! این‏ها برابر نبودند. آن‏گاه ساكت شد بعد فرمود: آیا برایت نیفزایم؟حَكَم الأعور یكى از حضّار عرضه داشت: چرا، فدایت گردم. فرمود: سپس علىّ بن الحسين علیهم السلام بود، سپس ابوجعفر محمّد بن على علیهم االسلام، و شيعيان پيشاز زمان امامت حضرت ابوجعفر باقر علیه‏ السلام مناسك حجّ خود را نمى ‏دانستند تااین‏كه آن حضرت درِ علم را بر آنان گشود و مناسك حجّ و حلال و حرام رابيان فرمود تا این‏كه مردم نيازشان به اهل بيت علیهم ‏السلام شد، بعد از آن‏كه به ديگران نيازمند بودند و بدین ترتيب خواهد گذشت و زمين جز با امام نخواهد بود.و هر كس بمیرد در حالى كه امام خود را نشناخته باشد مانند آن است كه دردوران جاهلیّت مرده باشد، و نیازمندترین وقت براى تو نسبت به آنچه بر آنهستى، هنگامى است كه روحت به اینجا برسد ـ به گلويش اشاره كرد ـ و دنيااز تو جدا شود، خواهى گفت: من بر وضع خوبى بودم و مذهب نیكى داشتم. [12]

مى‏گویم: این‏كه راوى پرسید (آيا در ولايت چيزى كم‏تر از چیزىهست؟) دو احتمال دارد:

الف) آیا حدّ معیّنى براى ولایت وجود دارد كه كم‏تر از آن حدّ جایز نباشدكه سائل آن را اخذ كند؟ كه امام علیه‏السلام با ذكر دو امر او را پاسخ گفت: اوّل معرفت امام و دوم اطاعت از او، و استدلال نمود به آیه كریمه اطاعت و به روایت پیغمبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله درباره معرفت امام علیه ‏السلام. این وجه را حديث صحيحى كه گذشت تأييد مى‏ كند.

ب) این‏كه منظور بیان دلیل از قرآن یا سنّت پیغمبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله است كه بر وجوبولايت آل محمد علیهم ‏السلام دلالت كند تا بر مخالفین حجّت باشد، چون كه وقتى حضرت فرمود: «ولایتى كه خداوند به آن امر فرموده، ولايت آل محمّد علیهم‏السلاماست». راوى سؤال كرد: آيا در این‏باره چیزى هست یعنى دلیلى كه نزد مخالفین معتبر باشد كه نتوانند آن را ردّ یا انكار كنند؟ پس آن حضرت دو دلیل ذكر كرد، یكى از قرآن مجید و دیگرى از سنّت كه آن‏ها را مخالفین نمى‏توانند ردّ كنند.

توضیح: دلالت آيه و حديثى كه امام علیه‏السلام استدلال فرمود این‏كه: هر كس كم‏ترین بینشى داشته باشد، اگر عقل خود را وادار سازد اعتراف خواهد كردكه خداوند متعال به بندگان مؤمن خود امر نمى‏كند از یك نفر فاسق فاجرمعصیت‏كار ستمگر پیروى نمایند، بلكه آن‏ها را امر مى‏ كند كه از یك انسان عالمِ زاهدِ معصوم پیروى نمایند. همچنین پیغمبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله حكم نمى ‏كند كه هركس بمیرد در حالى كه يك ا نسان متجاهر به انواع گناه و معصيت مثل معاويه و يزيد و امثال این‏ها را نشناخته باشد به مردن جاهلیت مرده است، بلكه واجب است به كسى رجوع شود كه جز به وسیله او احكام را نتوان شناخت.و مؤيّد این احتمال آخر حديث است كه فرمود: وَقالَ الآخَرُونَ یَزِیدُ بْنُمُعاوِیَةَ وَحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ وَلا سَواءَ وَلا سَواء

روايت صحيح محمد بن مسلم كه قبلاً گذشت نيز مؤيّد این معناست.

10 ـ در حدیث صحیح از حارث بن المغیرة آمده كه گفت: به حضرت ابوعبد اللّه‏ صادق علیه ‏السلام گفتم: آیاپیغمبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏آله فرموده است: مَنْ ماتَ وَلا یَعْرِفُإِمامَهُ ماتَ مِیْتَةً جاهِلِیَّةً؟ فرمود: آرى. عرضه داشتم: این كدام جاهليت است آيا جاهليت مطلق يا جاهليت كسى كه امامش را نشناخته؟ فرمود: جاهلیت كفر و نفاق و ضلال. [13]

مى‏گویم: احاديث وارده در این باب بسيار زياد است.

11 ـ در كمال الدین آمده كه: امام ابوالحسن موسى بن جعفر علیهم االسلام فرمود:هركس در چهار چیز شك كند به همه امورى كه خداوند تبارك و تعالى نازل فرموده كافر است، یكى از آن‏ها معرفت امام در هر زمان به شخص و صفتش مى ‏باشد. [14]

12 ـ همچنين در آن كتاب از امام صادق علیه ‏السلام از پدران بزرگوارش علیهم‏ السلام آمده كه رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله فرمود: هر كس قائم از فرزندان مرا در زمان غیبتش منكرشود به مرگ جاهلیت مرده است. [15]

13 ـ و در همان كتاب از حضرت صادق علیه ‏السلام از پیغمبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله روایت است كه فرمود: هر كس منكر قائم از فرزندانم شود مرا منكر شده است. [16]

14 ـ در غيبت نعمانى به سند خود از حضرت صادق علیه ‏السلام آورده كه آن حضرت فرمودند: هر كس شبى را به صبح آورد در حالى كه امام زمانش رانشناسد به مردن جاهلیت مى ‏میرد. [17]

و اخبار بسيار ديگر كه از ائمه اطهار علیهم ‏السلام روایت شده است.

امّا منظور از معرفت و شناخت چیست؟ آنچه واجب است در معرفت دو امر است: یكى شناختن شخص امام با اسمو نسب او. دوم: شناخت صفات و خصوصیات او كه با آن‏ها از دیگران امتیازمى ‏یابد. ان شاء اللّه‏ به تفصیل خواهد آمد.

توجّه:متأخّرین از مجتهدین برآنند كه: خبر صحیح آن است كه راوى آندر هر طبقه عادل امامى باشد. ولى متقدّمین گفته ‏اند: خبر صحیح خبرى است كه اطمینان حاصل شود كه از معصوم صادر شده است. در این باب منظور من ازصحيح همان معنى اوّل است و هر گاه تعبير كرده ‏ام كه این خبر همچون صحيح است يا بنابر بعضى وجوه صحيح، به معنى دوم است.


.....................................

منابع:
[1] سوره اعراف، آیه 180.
[2] اصول كافى: 2/249.
[3] اصول كافى: 1/143.
[4] اصول كافى: 1/203.
[5] اصول كافى: 1/180.
[6] اصول كافى: 1/180.
[7] اصول كافى: 1/374.
[8] مؤيّد این مطلب روايتى است كه ثقة الاسلام كلينى در كافى 2/336 حدیث 3 از مفضّل بنعمر نقل مى‏كند كه گفت: از حضرت ابوعبد اللّه‏ (امام صادق علیه‏السلام) شنیدم كه مى‏فرمود: مبادا فاش كنید، به خدا قسم امام شما سالیانى از روزگار غایب خواهد شد و شما در امتحان سخت واقع خواهید شد. تا اینكه درباره او سخنان مختلف گفته مى‏شود: مرده، كشته شده، در كدام وادى رفته است؟ البته دیدگان مؤمنین بر او گریان خواهد بود و در امواج حوادث واژگون خواهند شد؛ همانطور كه كشتى در امواج دریا واژگون مى‏شود. پس كسى نجات نمى‏یابد مگر آنكه خداوند از او پيمان گرفته، و در دلش ایمان ثبت گردیده، و او را به وحى از جانب خود تأیید نموده باشد، و دوازده پرچم اشتباه‏انداز برپا خواهد شد كه باید ردّ شود، كه نمى‏دانند به كدام سو رو كنند. راوى گوید: آنگاه گریه كردم و گفتم: پس چه باید كرد؟ آن حضرت نگاهى به آفتاب افكند كه به ایوان تابیده بود و فرمود: اى اباعبد اللّه‏ این آفتاب را مى‏بینى؟ گفتم: آرى. فرمود: به خدا سوگند امر ما از آفتاب روشن‏تر است. مؤلف
[9] سوره نساء، آیه 80.
[10] اصول كافى: 1/185.
[11] سوره نساء، آیه 59.
[12] اصول كافى: 2/19.
[13] اصول كافى: 2/377.
[14] كمال الدین: 2/413.
[15] كمال الدین: 2/412.
[16] كمال الدین: 2/412.
[17] الغیبة، شیخ نعمانى: 63.

 

برگرفته از: کتاب مکیال المکارم

توسط : admin  در تاریخ : 30-11-1394, 14:00   بازدیدها : 738   
تگهای مطلب : مکیال المکارم, وجوب شناخت امام زمان علیه السلام, ولادت حضرت امام مهدی (عج), نیمه شعبان
منبع: امیر دلها
بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .
ارسال نظر

نام شما :
ایمیل شما:
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد :           عکس خوانده نمی شود
کد را وارد کنید :